Archive for the ‘Christians’ Category

IRANIAN CHILDREN FACING GALLOWS

Sunday, July 5th, 2009

Source: http://www.express.co.uk

IRAN’S hardline leadership has begun a merciless purge of its opponents that could end with children hanging from gallows.

Students are likely to feel the worst excesses of the vengeance being exacted by the country’s religious rulers in the wake of pro-democracy demonstrations.

Anyone who dared to protest over the disputed presidential election result two weeks ago has been warned that their defiance will result in the harshest punishments.

Under Iran’s medieval legal system that could mean children – in theory, girls as young as nine – facing execution.

A damning report of Iran’s flagrant contempt for international laws on capital punishment will next week expose the appalling extent of child executions in the strict Islamic state.

Although UN decrees state that no person under 18 should be executed or sentenced to death, Iran’s prisons echo with the cries of youngsters facing the noose.

Today, 160 young people await their fate on death row for crimes including homosexuality, having sex outside marriage or turning their backs on Islam.

Their chances of reprieve are slim. Over the past five years, 33 children have faced the noose.

By comparison, the other Middle East countries still executing children – Saudi Arabia, Sudan and Yemen – have a combined total of 19 on Death Row.

The report, From Cradle to Coffin, is produced by the London-based Foreign Policy Centre and Stop Child Executions. It reveals many of the cases, including the most recent hanging of a young woman in May.

Delara Darabi spent five years behind bars for a murder she was alleged to have carried out at the age of 17.

She strenuously denied the crime and went to her death sobbing: “Mum, they want to execute me. I see the gallows. Mother, save me.”

Download: The foreign Policy Center’s latest report on Child Executions in Iran

Listen to Podcast from Women’s Hour which contains a section on Juvenile excecutions

Ayatollah Taheri of Esfahan Issues a Statement Denouncing the Election

Wednesday, July 1st, 2009

Source: http://www.bbc.co.uk/persian
آیت الله طاهری: تصدی مجدد رئیس دولت نامشروع و غاصبانه است

آیت الله سید جلال الدین طاهری اصفهانی، از روحانیون اصلاح طلب ساکن اصفهان از وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران انتقاد کرده و گفته “همصدا با اکثریت مردمِ رای باخته، این انتخابات را مخدوش و آن را باطل و تصدی مجدد رئیس دولت را برای دور بعد نامشروع و غاصبانه” می داند.

آقای طاهری با انتشار بیانیه ای آنچه را که “استفاده ابزاری” از سخنان آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی خوانده “تقبیح” کرده و گفته من با دیده گریان و قلبی اندوه بار به عینه می‌بینم که کهنه دشمنان و مخالفان امام راحل که او را برای مبارزه و تاسیس جمهوری اسلامی تخطئه می‌کردند، امروز با تمام قوت و با همان دشمنی، تئوری پردازان قدرتمندان شده و از درون به هدم و نابودی عقاید حکومتی مرحوم امام و به موزه فرستادن عملی آن، فعالانه مشغول هستند.

آقای طاهری از امامان جمعه منصوب آیت الله خمینی بود اما تابستان سال ۱۳۸۱ در اعتراض به “شرایط کشور” با انتشار بیانیه شدید الحنی که حکومت را به “فساد و بی لیاقتی” متهم می کرد، از سمت خود استعفا داد. او در بیانه تازه خود نیز از شرایط حاکم بر ایران انتقاد کرده است.

آقای طاهری در بیانیه خود نوشته است: ” آیا امام معتقد بود کسانی که باید در انتخابات بی طرف باشند، رسما وارد حمایت علنی از کاندیدای خاصی بشوند؟ آیا امام اجازه می‌داد امکانات عمومی و بیت المال مسلمین برای یک کاندیدا بدون هیچ محدودیتی استفاده شود؟ آیا امام اجازه می‌داد حیثیت و آبروی افراد این گونه در معرض و منظر مردم ملعبه بازیگران قدرت قرار گیرد؟ و آیا دین چنین اجازه‌ای به شما داده است؟ چرا چتر حمایت قانون فقط برای شما و دوستان شما است؟”

آیت الله طاهری، پس از استعفا از امامت جمعه اصفهان نیز به مناسبت های مختلف درباره وقایع ایران اظهار نظر کرده است.

او در جریان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز از نامزدی میرحسین موسوی حمایت کرد.

آیت الله طاهری در بیاینه اخیرش نیز بار دیگر از میر حسین موسوی حمایت کرده و گفته است: ” آیا این از مصادیق عدالت است که سید شریف و مظلومی چون میرحسین موسوی که در سخت‌ترین دوران‌های این کشور مسئولیت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی و گروه‌های محارب و تثبیت انقلاب با موفقیت تمام طی نمود، اکنون عامل استکبار، اغتشاشگر و مستوجب کیفر باشد و باید حقوقش پایمال گردد؟

Iran’s Religious Minority Speaks Out On Elections

Sunday, June 21st, 2009

Source:http://www.npr.org/templates/story/story.php?storyId=105576958&sc=emaf&sc=emaf

Listen: story.php?storyId=105576958
Members of the Baha’i faith, Iran’s largest religious minority, have long been discriminated against and persecuted by the Islamic Republic of Iran government. Farhad Sabetan, an official within the Baha’i faith community, offers a reaction to the recent elections.

Closure of the churches in Shahr Ara over the next few days based on orders from the Islamic Revolutionary Court in Iran

Tuesday, March 31st, 2009

Article source:http://www.peykeiran.com/iran_news_body.aspx?ID=58762&AspxAutoDetectCookieSupport=1

تعطیلی “كلیسای شهرآرا” با صدور حكم دادگاه انقلاب اسلامی

كلیسای آشوریان شهرآرا بنا به حكم دادگاه انقلاب اسلامی و با اعلان از سوی نماینده آشوریهای ایران ظرف روزهای آینده تعطیل خواهد شد.
به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان و بنا به گزارش دریافتی، در آخرین روزهای پایان سال ۱۳۸۷در روز پنجشنبه ۲۹ اسفند ماه ( ۱۹ مارچ ۲۰۰۹) كه در تقویم مسیحیان آشوری با عنوان روز ” پدر” نامگذاری شده است، به همین منظور گردهمایی در انجمن آشوریان تهران برگزار گردید كه اقای “یوناتن بت كلیا ” نماینده آشوریهای ایران در مجلس شورای اسلامی در سخنان خود اعلام كرد؛
“بزودی كلیسای شهرآرا بنا بر حكم صادره از سوی دادگاه انقلاب اسلامی تعطیل خواهد شد.”
این گزارش حاكی است، از عمده ترین دلایل تعطیلی این كلیسا را می توان حضور نوكیشان مسیحی فارسی زبان در مشاركت و مراسم های عبادتی آن كلیسا دانست.
این در حالی است كه پیش از این نیز نماینده جمعیت ۳۵ هزار نفری آشوریان ایران در مجلس ، در برخی از مجالس آشوریها ضمن اعتراض به این موضوع به صراحت اشاره داشتند كه با توجه به نحوه فعالیت كشیش و مسئولان كلیسای شهرآرا مبنی بر اجازه ورود مسیحیان فارسی زبان و مشاركت در مراسم های كلیسایی ، مسائل و مشكلاتی برای ادامه فعالیت آن كلیسا ایجاد خواهد شد.!
در این زمینه در اولین یكشنبه مراسم عبادتی كلیسایی در سال نو ، “كشیش ویكتور” ، شبان كلیسای شهرآرا در واكنش به این سخنان نماینده مجلس ،درجمع حاضران گفت؛ “از این پس این كلیسا یا فقط برای آشوریها خواهد بود و یا اینكه تعطیل خواهد شد”.
كمیته مسیحیان در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تصمیم دادگاه انقلاب اسلامی مبنی بر تعطیلی “كلیسای شهرارا” را در راستای سلسله اقدامات خود مبنی بر تداوم فشارها با هدف پاكسازی مسیحیت با هویت ایرانی دانسته، تا از این طریق بتوان مانع از رشد و اشاعه مسیحیت در بین هموطنان فارسی زبان گردد.
و این امر ناقض اعلامیه جهانی حقوق بشر مبنی بر حق مستلزم آزادی تغییر دین یا اعتقاد و همچنین آزادی اظهار دین ،در قالب آموزش دینی عبادت ها و اجرای مراسم دینی به صورت جمعی یا عمومی است.
پیش از این نیز در ماه گذشته جلسات عبادتی ویژه مسیحیان فارسی زبان علیرغم خواسته شبان و مسئولین كلیسای شهرارا بنا بدلایلی تعطیل اعلام شد كه شبان كلیسا از ذكر علت و دلایل آن خودداری كرد.
“كلیسای پنطیكاستی آشوری معروف به شهرآرا” بیش از هشت سال است كه به جهت خدمت به مسیحیان فارسی زبان در روزهای جمعه و یكشنبه در ساعاتی جداگانه جلسات عبادتی و پرستشی ویژه فارسی زبانان برگزار می كند.

Ayatollah Boroujerdi Interviewed for International Women’s Day

Sunday, March 22nd, 2009

BameAzadi interviews Ayatollah Boroujerdi about his views on women

The day 8th of March is a pretext for reviewing our thoughts regarding the identity of this sacred creature and removing discrimination and feeble-mindedness about her also it is a chance to announce effective advocacy for women’s movement and to protest against continuing the detention of women rights activists in Iran.
Maybe, it can be said that Ayatollah Boroujerdi is the sole clergy that has a progressive view on woman’s place, but no opportunity has still been provided to express his comprehensive viewpoints in regard to women, because of many reasons that there is no time to mention.
If situation be provided to express his viewpoints on the world around freely, we will surly witness the presentation of the pretties and the most graceful ideas about woman, from this pacifist prisoner.
This great day is a chance to review a selection of the viewpoints of this freethinker and liberal clergy about woman:


Please explain the rights and limits of women ?

Woman is the partner of man in administration of the life affairs .women have the same position in creation that men have achieved and each law violates their personality and credit integrity is worthless .All judgments which lead to humiliating and regressing women are as the Human Rights violators. Every kind of limits and restrictions which cause reduction in their success and enjoyment of life are unrespectable and unenforceable. Scientific and social fields must not cause limitation and strait for them.

Read the article in full

Mourning Their Children:The Mothers of Khavaran

Tuesday, February 10th, 2009

The following two videos show the mourning and the stories of the thousands who where executed and
buried at Khavaran. Their bodies where dumped and covered. None of the families, who turn up every year in their memory ever knew the exact site of their loved ones, as they where all left unmarked. The Government has recently attempted to demolish this site and cover up the evidence. Many are campaigning bring this demolition to a halt and preserve the testimony of this most heinous
crime.

please click to view the first video Khavarans Mothers from The Iranian Womens Studies Foundation

Watch more YouTube videos on AOL Video

We Are Ashamed

Saturday, February 7th, 2009

The following is an article written and signed by a group of Iranians consisting of artists, writers, professors, poets, journalists, human rights activists and many other conscientious voices. The letter entitled “we are ashamed” is an emotional and sensitive apology for the wrongs committed against the Baha’is in Iran. The original article can be read
on the cnn website or in farsi at asre-nou.net

Century and a half of silence towards oppression against Bahai’s is enough
by Open Letter
04-Feb-2009


In the name of goodness and beauty, and in the name of humanity and liberty!

As Iranian human beings, we are ashamed for what has been perpetrated upon the Baha’is in the last century and a half in Iran.

We firmly believe that every Iranian, “without distinction of any kind, such as, race, color, sex, language, religion, politics or other opinions,” and also without regard to ethnic background, “social origin, property, birth or other status,” is entitled to all the rights and freedoms set forth in the Universal Declaration of Human Rights. However, from the very inception of the Baha’i Faith, the followers of this religion in Iran have been deprived of many provisions of human rights solely on account of their religious convictions.

According to historical documents and evidence, from the commencement of the Babi Movement followed by the appearance of the Baha’i Faith, thousands of our countrymen have been slain by the sword of bigotry and superstition only for their religious beliefs. Just in the first decades of its establishment, some twenty thousand of those who stood identified with this faith community were savagely killed throughout various regions of Iran.

We are ashamed that during that period, no voice of protest against these barbaric murders was registered;

We are ashamed that until today the voice of protest against this heinous crime has been infrequent and muted;

We are ashamed that in addition to the intense suppression of Baha’is during its formative decades, the last century also witnessed periodic episodes of persecution of this group of our countrymen, in which their homes and businesses were set on fire, and their lives, property and families were subjected to brutal persecution – but all the while, the intellectual community of Iran remained silent;
(more…)

Family Home burnt to the ground in Kerman.

Tuesday, July 22nd, 2008

In the early hours of Friday July 18th the home of the Shakir Family, who are members of the Bahai’ community in Kerman, was burnt down in a suspected arson attack. Fortunately the family were away during the attack. Everything from furniture to possessions perished in the fire.

This family, like many in the Bahai community, are no strangers to harassment. In a recent event prior to that, whilst at a Bahai gathering, their friends noticed that the Shakirs car was set alight and tried to put it out with a fire extinguisher. They had also been on the receiving end of many threatening phone calls quite a while.

Read the article in full.

 /></p>
				</div>

				<p class=Posted in Baha'is, Christians, Ethnic Minorities, Jews, Kurds, Other, Sunnis | 12 Comments »

Kayhan: America Wants Minorities to Leave Iran

Monday, March 3rd, 2008

Here is a report by Iran’s Kayhan about an article by Wahsington Post about efforts by the US and a US-based Jewish organization to encourage minorities to leave Iran. The report goes on to say that leaders of recognized minorities in Iran claim their co-religionists face no particular challenges in Iran but it is the US that wants them to leave the country.

http://www.kayhannews.ir/861213/14.HTM

واشنگتن پست: برنامه آمريكا براي خروج اقليت ها از ايران نتيجه عكس داده است

يك روزنامه آمريكايي در گزارشي با اشاره به وضعيت اقليت ها در ايران و تلاش هاي آمريكا براي كمك به خروج آن ها از كشور نوشت: سران اين اقليت ها اكنون انگيزه آمريكا را از اين كمك زير سؤال مي برند و برنامه آمريكا براي خروج اقليت ها از ايران نتيجه عكس داده است.
در شماره ديروز روزنامه واشنگتن پست با اشاره به كمك هاي مالي آمريكا در دهه هاي گذشته براي فرار اقليت هاي مذهبي از ايران آمده است: «رهبران اقليت هاي ايران انگيزه هاي آمريكا از اين كمك را زير سؤال برده اند چرا كه اين گروه هاي مذهبي كه هزاران سال در ايران دوام داشته اند اكنون به خاطر اين مهاجرت ها شاهد سرعت گرفتن روند تحليل خوداند.»
اين روزنامه با اشاره به سابقه اقدام دولت آمريكا در اواخر دهه 1980 براي تسهيل پناهندگي برخي از اتباع اتحاد جماهير شوروي يا هندوچيني ها به آمريكا نوشت: «اما اكنون رهبران غيرمسلمان گروه هاي اقليت مذهبي ايران تأكيد دارد حكومت تحت امر روحانيون شيعه در تهران با آنها بدرفتاري نمي كند.»
از سويي ديگر برخي از سران مسيحي و زرتشتي اين گونه عنوان مي كنند كه علت ترك اعضاي اين اقليت هاي مذهبي اين است كه از مزاياي برنامه اقامت قانوني در آمريكا بهره مند شوند.
«يوناتان بتكوليا» يكي از سران مسيحيان آشوري در ايران و از اعضاي مجلس ايران، آمريكارا مسئول تحليل در جامعه اقليت هاي ايران مي داند و تأكيد مي كند: «مسيحيان و زرتشتي ها به خاطر بيكاري و اقتصاد نامناسب كشور را ترك مي كنند اما اين مشكلاتي است كه همه ايراني ها با آن مواجه اند. تنها هدف آمريكايي ها اين است كه اين ايده را بقبولانند كه ايران با اقليت هاي خود بدرفتاري مي كند.»
به نوشته واشنگتن پست، برنامه كمك به اقليت ها با هماهنگي گروهي با نام «هياس» (HIAS) كه يك گروه كمك به مهاجرين يهودي مستقر در نيويورك است، صورت مي گيرد.
بنابراين گزارش، اين مركز از ديرباز به امر اقامت يهوديان در آمريكا كمك كرده و سه ميليون و 400 هزار دلار بودجه دولتي در سال گذشته تنها براي كمك به اقليت هاي غيرمسلمان در ايران دريافت كرده است.
اين در حالي است كه يهوديان ساكن ايران عنوان كرده اند مي توانند آزادانه اعمال مذهبي خود را به جاي آورند. بيش از 25 هزار يهودي در ايران باقي مانده و سران اين جامعه مي گويند كه اين تعداد بزرگترين جامعه يهودي است كه در يك كشور خاورميانه اي به غير از اسرائيل زندگي مي كنند.
اين در حالي است كه وزارت خارجه آمريكا مدعي است دو هزار و 842 يهودي در دهه گذشته با استفاده از اين برنامه امدادي آمريكا، ايران را ترك كرده اند و در كل بيش از 18 هزار غيرمسلمان از كشورما بيرون رفته اند.

On Christians in Iran

Saturday, March 1st, 2008

The following post by HRAI is about the situation of Christians in Iran:

http://www.hra-iran.org/Arshiv_86/632.html

Prior to the horrifying details of their persecution in recent years, there are references to other minorities that face the same patterns of injustice and oppression. Increasingly, it is becoming evident that human rights abuses in Iran are not imposed by the majority over the minority. It is, in fact, a minority, who are making life nothing but living hell for majority of Iranians. But the challenge is that this majority are comprised of various minorities based on ethnicity, religion, gender, etc.

So the question remains, when will these diverse minorities unite their voices and demand accountability and responsiblity on the part of those who perpetrate such acts?

As the Persian expression goes: ‘Qatrih qatrih jam’ gardad, vangahi darya shavad’ (Dorp by drop, an ocean is made).

May we all stand together and work together to recognize each other’s humanity. After all, we are all children of the same land, the land that is home to the first charter of human rights (See: http://www.britishmuseum.org/explore/highlights/highlight_objects/me/c/cyrus_cylinder.aspx).

 

FCNN: Death Penalty for Apostates in Iran

Monday, February 25th, 2008

The Iranian parliament may mandate the death penalty for citizens who

leave Islam, a human rights group announced this week.  

 For the first time in Iranian history, a proposed penal code demands the death penalty for “apostates,” according to a February 5 statement by the Institute on Religion and Public Policy -IRPP 

 

“Apostasy was always illegal, but the court could hand down a jail term, hard labor or the death penalty,” said IRPP President Joseph Grieboski. “Now apostasy [would only] get the death penalty.

  

Iran has used the “apostasy” law to target Muslim converts to Christianity, liberal thinkers and members of Iran’s Baha’i religious minority

 

“This is not something new, they just want to be more harsh towards those who are leaving Islam,” an Iranian pastor told Compass.

  

No converts to Christianity have been convicted of “apostasy” since international pressure forced officials to drop the death sentence of Christian convert Mehdi Dibaj in 1994. But in the years following the convert’s release, Dibaj and four other Protestant pastors, both converts and those working with converts, have been brutally murdered.

  

The murderers of the Christians have never been brought to justice. Local believers suspect the government played a role in the killings

  

“They began assassinating pastors and Christian workers,” said the Iranian pastor, who requested anonymity. “Legally, they did not take them to court, but they just killed them and said that they hanged themselves and gave some other excuses. 

 

‘Hardship’ for Women

 

The penal code proposal, already approved by the Iranian cabinet a month ago, appears to have the necessary parliamentary backing to be passed, an Iranian Christian told Compass. 

 

Article 225 of the draft, posted on the IRPP website, stipulates two kinds of “apostasy,” “innate and parental,” both of which warrant the death penalty 

  

Innate “apostates” are those who grow up with at least one Muslim parent, are Muslims at the age of maturity and then later leave the faith, the article states 

 

“Punishment for an Innate Apostate is death,” section seven of the article stipulates 

 

Known as “parental apostates,” citizens who grow up in non-Muslim homes, convert to Islam as adults and then later decide to leave are to be given a chance to repent before their execution, the draft states

  

“… After the final sentencing for three days, he/she would be guided to the right path and encouraged to recant his/her belief,” the article stipulates. “… If he/she refused, the death penalty would be carried out

  

Though sections of the draft appear to indicate that both men and women can be executed for apostasy, others limit execution to males who leave Islam. Section 225-10 states that convicted female “apostates” will be imprisoned for life.

  

The proposed law stipulates that “hardship” will be exercised on a female “apostate,” who will be immediately released if she recants. “The condition of hardship will be determined according to the religious laws,” the draft states.

  

Death Penalty for Drunkard

 

It remains unclear how far the government will go in implementing the revised apostasy law. In recent years no Christians are known to have been convicted of apostasy

  

In May 2005 a former military officer and Muslim convert to Christianity was acquitted of apostasy by an Islamic court in Bandar-i Bushehr. 

 

“This [new penal code] might open the hands of the fanatics to do more harm,” said the Iranian pastor. “It just depends which group [in the government] has more power, the radicals or the moderates 

 

The new draft also extends the government’s jurisdiction to all actions taken outside of Iran, the IRPP reported. Article 112-3-1 of the draft refers to actions against “the internal and external security of the country,” but leaves the definition of “security” open to interpretation.

  

“Our concern lies in the fact that any movement anywhere can be tried if the government considers it being against Islam,” IRPP president Grieboski said

  

A number of crimes, including repeated drunkenness, rape, murder, armed robbery, drug trafficking, “apostasy,” adultery and male homosexuality are capital offenses in Iran.

  

Last week, a Tehran criminal court sentenced a 22-year-old man to death after he was caught a fourth time in possession of alcohol and in a state of drunkenness. 

 

At least 28 convicts were executed in January, the BBC reported. According to the news agency, human rights groups said that Iran carried out the death penalty on nearly 300 people last year.

http://www.bibi30.com/index.php?option=com_content&task=view&id=5762&Itemid=77

Whispering Stones

Thursday, January 24th, 2008

Here is a report by Radio Zamaneh about an Iranian-Canadian film maker who after receiving official permits went to Iran to document the cemeteries of minorities such as Baha’is and Christians. However, after coming across mass graves of the victims of the 1988 massacre, her journey took a new path:

http://radiozamaaneh.com/adibzadeh/2008/01/print_post_51.html

گفت‌وگو با مهرنوش سلوکی، فیلمساز ایرانی‌تبار:

گورستان خاوران با ما حرف می‌زد

 

ایرج ادیب‌زاده

 

Download it Here!

 

مهرنوش سلوکی، مستند‌ساز ایرانی‌تبار چند روزی است به پاریس بازگشته است. او پس از یک سال دشوار، رفتن به زندان، ضبط فیلم‌ها، کامپیوتر، پاسپورتش و بلاتکلیفی؛ سرانجام اجازه یافت که تهران را ترک کند.

 

سلوکی با مجوز ساخت فیلمی مستند درباره‌ی گورستان‌های اقلیت‌های مسیحی، زرتشتی و بهایی به ایران رفته بود. اما برخورد با گورستان خاوران و گور‌های دسته‌جمعی آنجا، از اعدام‌شدگان مخالفین جمهوری اسلامی، در سال (۱۹۸۸) ۱۳۶۷، مسیر فیلم او را عوض کرد. وی با خانواده‌ی قربانیان این فاجعه سیاه در تاریخ سالهای اخیر ایران نیز گفتگو کرد و تمرکز فیلم خود را روی آن قرار داد. این سوژه که از نظر جمهوری اسلامی، تابو محسوب می‌شود دلیل بازداشت، زندان و محاکمه او شد. مهرنوش سلوکی می‌خواست در فیلمش، این پرسش را مطرح سازد که چرا این اتفاق رخ داده است؟

 

حالا مهرنوش سلوکی در برابر من نشسته است. آیا او روزی به نوعی دیگر به جستجوی این پرسش خواهد رفت؟ از مهرنوش سلوکی از آغاز سفرش می‌پرسم:

 

من در سال ۲۰۰۶، برای انجام پروژه‌ای در مورد گورستان‌های اقلیت‌های مذهبی به تهران سفر کردم، البته با داشتن مجوز مطبوعات خارجی از‌وزارت ارشاد اسلامی. در حین فیلمبرداری بود که من و اکیپ فیلمبرداری با مکانی مواجه شدیم؛ این مکان، کاملاً متفاوت از مکان‌هایی بود که ما روزهای قبل از آنها فیلمبرداری کرده بودیم. چون در حین فیلمبرداری از مراسم عزاداری و خاکسپاری اقلیت‌های مسیحی و ارمنی، یهودی و بهایی به هر حال می‌دیدیم که واقعاً اینها از قبرستان‌ها و سنگ قبرهای بسیار زیبا که شبیه آثار هنری بود؛ برخوردار هستند.

 

یعنی تمام این اقلیت‌ها؟
بله. اما ما با منطقه‌ای مواجه شدیم که کاملاً متفاوت از تصاویری بود که ما این چند روز از قبرستان‌های اقلیت‌ها مذهبی، ضبط کرده بودیم. این منطقه خیلی کنجکاوی من را برانگیخت. چون اقلیت‌های مذهبی می‌گفتند که هزاران انسان در زیر این خاک‌ها دفن هستند.

 

یعنی در یک محوطه کوچک؟
محوطه‌ی بزرگی بود. یکسری کانال آنجا بود که به من می‌گفتند که در این کانال‌ها، هزاران زن و مرد، مدفون هستند.

 

گورهای دسته جمعی؟
بله. من برای اولین بار بود که با این واقعیت به شکل ملموسی آشنا شدم. البته قبلاً مستند‌ساز‌های ایرانی، در فستیوال‌های فیلم که همدیگر را ملاقات می‌کردیم در مورد یک بخش از تاریخ ایران صحبت می‌کردند. ولی اینکه به شکل ملموسی آدم با این بخش از تاریخ ایران مواجه شود؛ این موضوع را بنده در قبرستان خاوران پیدا کردم.

 


مهرنوش سلوکی، فیلمسازی که یک سال در زندان بود

 

در واقع با آن بخش از تاریخ ایران که قربانیان و کشتار ۱۹۸۸را در آنجا دفن کردند؟
بله. گورکن‌های قبرستان‌های ارامنه، این منطقه را لعنت‌آباد اسم گذاشته بودند. زمانی که خط سیر فیلم را با کلمه لعنت‌آباد شروع کردم، مثل اینکه این کلمه موجب حساسیت‌هایی شده بود.

 

خود شما چه عکس‌العملی داشتید، وقتی که با یک چنین موضوعی روبرو شدید؟
خب، من قاعدتاً در آن لحظه با توجه به مجوزهایی که از وزارت ارشاد گرفته بودیم؛ شاید می‌بایست دوربینم را خاموش می‌کردم. ولی خب، نه من و نه اکیپ فیلمبرداری، نمی‌توانستیم دوربین را خاموش کنیم یا آن را برگردانیم. برای همین تصمیم گرفتیم که ادامه بدهیم.

 

آیا با خانواده این قربانیان هم شما روبرو شدید و صحبت کردید؟
روز بعد که برگشتیم، روز جمعه بود و چند تا از خانواده‌ها آنجا بودند و حتی ما را هم دعوت کردند به منزلشان و در کل یکسری گفتگو داشتم. ولی در حد این بود که چه گذشت. تعریف می‌کردند، بدون اینکه بخواهند راجع به این حوادث موضع‌گیری بکنند، تنها تعریف می‌کردند که چه گذشت.

 

دچار احساس خاصی نشدید وقتی که با یک چنین مناظر و حرف‌هایی روبرو شدید؟
البته در آنجا، منطقه خاوران، گلستان جاوید یا‌ لعنت‌آباد؛ خودِ فضا با ما حرف می‌زند. خاک آنجا می‌گوید نوزده سال است که ما اینجا هستیم و یکی باید بیاید و ما را نشان دهد. انگار که اینها در سکوت دارند فریاد می‌زنند. برای همین به نظرم هر سینما‌گر آگاهی را به هر حال تحت تاثیر قرار می‌دهد. ولی خب همکار‌ان سینمایی در ایران، بیشتر درگیر مسایل روزمره هستند و یا دنبالِ سوژه‌هایی هستند که مورد قبول فستیوال‌ها باشد یا اینکه حکومت چه چیزی دوست دارد و به آنها بودجه می‌دهد؛ بیشتر درگیر این مسائل هستند. کمتر به طرف چنین موضوعاتی می‌روند.

 

به هر حال این، در جمهوری اسلامی یک سوژه‌ی تابو است.
جزو تابو هست ولی من بیطرف بودم. من در پرداخت بیطرف بودم. و واقعاً قصد محکوم کردن مسوولین این حوادث را نداشتم، فقط می‌خواستم یک سوال مطرح کنم.

 

در واقع گوشه‌ای از تاریخ را در فیلم مستند خود نشان دهید؟
بله، گوشه‌ای از تاریخ. البته من وقتی با یک تاریخ‌دان، صحبت کردم؛ ایشان می‌گفتند این، تاریخ نیست بلکه زمان حال و اکتوالیته است و وارد تاریخ نشده و پاسبانی تاریخ نمی‌شود.

 

آیا شما بعد از آن کنجکاوی کردید که اصلاً بدانید چقدر از قربانیان ۱۹۸۸ را در آنجا دفن کردند؟
وقتی از رییس انجمن روزنامه‌نگاران ایران سوال کردم ایشان گفتند که طبق احتمالات روزنامه‌نگاران ایرانی، بین چهار تا شش هزار نفر، قربانی این حوادث هستند.

 

چطور شد که شما را بازداشت کردند؟
خب، اینکه گذاشتند ابتدا من فیلم را تمام کنم، یعنی امکانی به من دادند که فیلمبرداری را انجام دهم. اواسط مونتاژ بود که مرا بازداشت کردند. قاعدتاً به خاطر این فیلم بود.

 

چرا فکر می‌کنید که گذاشتند اول این فیلم را تقریبا تمام کنید؟
شاید به خاطر این بوده که می‌خواستند مدارک کافی داشته باشند برای متهم کردن شخص من.

 


گورستان خاوران، محل دفن زندانیان سیاسی که در سال ۷۶ اعدام شدند

 

به هر حال شما اجازه ساخت یک مستند را داشتید.
بله. البته مجوزی که من داشتم، مجوز پژوهش بود. موضوع فیلم را زمانی که پرونده را تشکیل داده بودند، تصریح نکرده بودند. یعنی اجباری برای تصریح کردن موضوع فیلم وجود نداشت.

 

فیلم شما در حال مونتاژ و تمام شدن بو. این فیلم را بصورت تمام از شما گرفتند، یعنی ضبط کردند؟
بله، متاسفانه فیلم را گرفتند. سی تا کاست با اکسترنال هارد و کامپیوترم را از من گرفتند. حالا شاید آن برگردد به مسایل اطلاعاتی. چون می‌گفتند شاید چیزهایی باشد که حذف شده باشد و قابل بهره‌برداری باشد.

 

بعد شما را به زندان انفرادی بردند؟
بله.

 

چه مدت؟
یک ماه.

 

این مساله‌ی قتل عام زندانیان سیاسی در زندان‌های ایران در سال ۱۹۸۸، بعد از جنگ ایران و عراق همه جا مطرح شده و بسیاری از آن خبر دارند، حتی در خارج، بسیاری در مورد آن نوشتند .
مسوولین وزارت اطلاعات، تصور می‌کردند که- چون من از کانادا می‌آمدم- این فیلم کیس (case) خواهد شد که به آن وسیله، کانادا می‌تواند پرونده ایران را در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل مطرح کند. البته این یکسری حدس و گمان بود.

 

ولی هدف شما که این نبود؟
نه. من هیچ بودجه‌ای از کانادا نگرفته بودم. هدف من اصلاً این نبود و فکر نمی‌کنم برای محکوم کردن یک کشوری، لازم باشد کسی فیلم تولید بکند، می‌تواند واقعیت‌ها را البته با دید مولف آن به نمایش گذارد .

 

این چندمین فیلم شما بود؟
سومین فیلم من بود. من می‌خواستم این مستند را برای فستیوال‌های هنری بفرستم. یک کار کاملاً مستقلی بود. قصد داشتم در فستیوال‌های هنری پخش شود.

 

بعد دادگاهی هم برای شما تشکیل دادند؟ در دادگاه بیشتر روی چه چیزی انگشت گذاشتند؟
بیشتر در مورد خود موضوع فیلم. البته دادگاه من چون غیر علنی بود، بنابراین من نمی‌توانم زیاد در مورد آن صحبت کنم. پرونده من زمانی مطرح شد که جو اتهام بستن به دو ملیتی‌ها رواج داشت. برای همین من فکر می‌کنم این جو بی‌ربط نبود. یعنی یک جو کلی که دو ملیتی‌ها می‌توانند، جاسوس پتانسیل باشند. به نظر می‌آمد که یک دلیل هم حدس و ظن و گمان‌هایی بود که به همان ملیت دوم من مربوط بود.

 

از موضوع دوتا فیلم دیگرتان هم می‌شود صحبتی بفرمایید؟
من در مورد دانشگاه محل تحصیلم، دانشگاه تهران، فیلمی ساختم. آن را مقایسه کردم با دانشگاهِ تهرانِ امروز، و تحولاتی که در دانشگاه بین سالهای ۱۹۹۲تا سال ۲۰۰۴ اتفاق افتاده بود. چون فیلم من در سال ۲۰۰۴ تولید شده بود این تفاوت‌ها را در این فیلم مطرح کرده بودم و اینکه یک دانشجویی که خودم بودم، می‌آید و با نسل سوم گفتگو می‌کند. با نسل سومی که ارزش‌های دیگری را مطرح می‌کنند. ارزش‌های لایسیته و..

 

یعنی به نظر شما با آن نسلی که در آن موقع شما بودید، تفاوت داشت؟
بله.خیلی متفاوت بود.

 

فکر می‌کنید چرا واقعاً این تحول رخ داد؟
من فکر می‌کنم نسل جوان، نسلی بود که پروسه لایسیته را خودش داشت طی می‌کرد و من این پروسه را در کارم نشان دادم. کار دومم در مورد تصویر کانادا وایالات متحده در ایران بود که در آن علاقه و میل جوانان و نیز هدف آنها که چرا می‌خواهند به این کشورها مهاجرت کنند، به نمایش گذاشته شده بود. جوان‌های ایران، وقتی از آنها سوال ‌شود که اگر روزی بخواهید مهاجرت کنید، چه کشوری را برای مهاجرت ‌انتخاب می‌کنید؟ معمولا یا کانادا را اسم می‌برند یا ایالات متحده.

 

به هر حال مدت زیادی هم در ایران بلاتکلیف بودید؟
متاسفانه. وقتی آدم در جای دیگری زندگی می‌کند، .خودش را زندانی احساس می‌کند. من خانواده‌ام در کانادا هستند. دلیلی هم که من به کانادا مهاجرت کردم، وابستگی و تعهدات خانوادگی بود. منتها واقعاً نمی‌فهمیدم چرا اجازه نمی‌دهند من بروم. زندگی من در جای دیگری است، اگر که مقیم ایران بودم، تا زمان تشکیل دادگاه و روشن شدن همه چیز، زندگی عادی‌ خودم را ادامه می‌دادم. ولی من واقعاً یکسال در شرایط غیر عادی زندگی کردم. خیلی تاثیرات منفی روی من گذاشت. یکسال به شکل غیر عادی و دور از خانواده زندگی کردن، واقعاً زجرآور بود. آدم شغل و محل تحصیلش در جای دیگر است و به زور در یک جای دیگر نگه داشته شده است.

 

با سینماگران امروز ایران هیچ تماس نداشتید؟
من همکار سینمایی در داخل ایران نداشتم که با آنها تماس داشته باشم. البته زمانی که کار را شروع کرده بودم؛ با خیلی از آنها تماس داشتم. ولی بعد از اینکه این اتفاق برای من افتاد، کسی دیگر با من تماس نمی‌گرفت. واقعا باعث تاسف است که سینماگران ایران هیچوقت در مسایل جامعه خودشان، هیچ دخالتی نمی‌کنند. یعنی فکر می‌کنند هنر یعنی چیزی که به آنها دیکته می‌کنند. من فکر می‌کنم یک هنرمند باید در مسایل سیاسی دخالت کند. به خصوص هنرمندی که در کشورهایی مثل کشور ایران زندگی می‌کند. به هرحال من به عنوان یک شهروند فرانسوی، از حمایت معنوی سفارت فرانسه برخوردار بودم. هم حمایت معنوی و هم حمایت مادی سفارت. چون یک دفعه همه‌ی ارتباطات قطع شده بود با دنیای خارج. به هر حال در این شرایط آدم از نظر مادی هم تحت فشار قرار می‌گیرد. بنابراین به عنوان یک شهروند فرانسوی، هم حمایت معنوی و هم حمایت مادی شدم.

 

هنگامی که به فرودگاه پاریس رسیدید چه احساسی داشتید؟
از اینکه به خانه و به کشور دوم خودم برمی‌گردم، خیلی خوشحال بودم.

 

تمایل ندارید دوباره به ایران برگردید؟
این سوال را بگذاریم برای بعد.

 

پرسش آخرم این‌ست که آیا یاد خانواده‌های قربانیان آن حادثه‌ای که شما به خاطرش آن همه زجر کشیدید، همچنان با شما هست؟
بله، یاد آن خانواده‌ها با من هست و من امیدوارم روزی برسد که این خانواده‌ها، به آن چیزی که می‌خواهند برسند. آن چیزی که آنها می‌خواهند، انتقام گرفتن نیست. آنها می‌خواهند ببخشند در صورتی که مسوولین جمهوری اسلامی، توضیح بدهند چرا چنین اتفاقی افتاد. تنها این سوال که چرا؟

 

Muslims turning to Christianity

Thursday, January 17th, 2008

 This is an interesting report:

http://www.youtube.com/watch?v=Ewc4dDy8X4g&eurl=http://www.farsinet.com/icc/